وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » ائمه اطهار



مدفن امام علی (ع) چگونه پیدا شد؟

نویسنده : , موضوع : ائمه اطهار , 2 سال پیش ارسال شده
مدفن امام علی (ع) چگونه پیدا شد؟

مدفن امام علی (ع) چگونه پیدا شد؟
امیرمؤمنان على علیه ‏السلام پیشواى بزرگ اسلام و امام اول شیعیان جهان در سال چهلم هجرى یعنى سى سال بعد از رحلت پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله و سلم چشم از این دنیاى مادى فروبست و روح بلندپروازش از تنگناى این جهان به ملکوت اعلى بال و پر گشود.
به دستور حضرت علی (ع)، فرزندانش امام حسن علیه‏ السلام و امام حسین علیه‏ السلام، بدن مطهر او را در زمین مرتفعى که عرب به آن «نجف‏» مى‏ گوید، مدفون ساختند. بدون اینکه مردم بدانند محل دفن حضرت علی (ع) کجاست.
آرى على علیه‏السلام شخصیت عالی قدرى که با زور بازوى وى کمر کفر و سطوت شرک و بت پرستى در هم شکست و با جانبازیهاى مردانه ‏اش، تعالیم اسلام در سراسر عربستان گسترش یافت و مردم به دین خدا گرویدند، بواسطه کینه دیرینه‏ اى که دشمنان از وى بدل گرفته و در سینه پنهان داشته بودند، چنان از خلافت و روى کار آمدن وى نگران و ناراضى بودند که اگر دستى به قبر او پیدا مى ‏کردند، از تعرض به ساحت مقدس و مدفن مقدس آن حضرت خوددارى نمى‏ نمودند.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

چرا امام حسین(ع) در کربلا اقدام به ذخیره آب نکرد تا دچار بی‌آبی نشود؟

نویسنده : , موضوع : ائمه اطهار , 2 سال پیش ارسال شده
چرا امام حسین(ع) در کربلا اقدام به ذخیره آب نکرد تا دچار بی‌آبی نشود؟

چرا امام حسین(ع) در کربلا اقدام به ذخیره آب نکرد تا دچار بی‌آبی نشود؟
شیعه می‌گوید: سـپـاه امـویـان آبـشـخـور فـرات را بـر اهـل بـیـت بـسـتـنـد تـا آنـان بـر اثـر تـشـنـگـى بـمـیـرنـد یـا تـسـلیـم گـردنـد. حضرت ابوالفضل (ع) که لب‌هاى خشکیده و چهره‌هاى رنگ پریده فرزندان برادرش و دیگر کودکان را از شـدت تـشنگى دید، قلبش فشرده گشت و از عطوفت و مهربانى دلش آتش گرفت سـپـس بـه مـهـاجـمـان حـمله کرد، راهى براى خود گشود و براى کودکان آب آورد و آنان را سـیـراب کـرد.

 

در روز دهـم محرم نیز بانگ (العطش) کودکان را شنید، دلش به درد آمد و مـهـر به آنان، او را از جا کند. مشکى برداشت و در میان صفوف به هم فشرده دشمنان خدا رفـت، بـا آنـان درآویخت و از فرات دورشان ساخت، مشتى آب برداشت تا تشنگى خود را بـرطرف کند، لیکن مهربانى او اجازه نداد قبل از برادر و کودکانش سیراب شود، پس آب را فرو ریخت.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام

نویسنده : , موضوع : ائمه اطهار , 3 سال پیش ارسال شده
حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام

از غم بی کسی ات حوصله سر می آید

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

دل نوشته های حضرت رقیه (س)

نویسنده : , موضوع : ائمه اطهار , 3 سال پیش ارسال شده
دل نوشته های حضرت رقیه (س)

گل نازدانه پدر
رقیه …رقیه نجیب ! ای مهتاب شب های الفت حسین ! ای مظلوم ترین فریاد خسته ! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه !

رقیه… رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا ! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.

رقیه… رقیه صبور ! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.

 

دل نوشته های حضرت رقیه

  شهادت حضرت رقیه
زیر تازیانه در خرابه‏ های شام
که دیده است که جوجه کبوتری توفان‏ زده را تیر و کمان حواله کنند؟

آه، رقیه ! بال‏های سوخته را طاقت سنگ نیست. لب‏های تشنه ‏ات را خاک پاشیدند و چشمان به اشک نشسته ‏ات را آشنای تازیانه ‏ها کردند.

خدایا! حجم این همه تاریکی را کدام خورشید، روشن می‏تواند کرد؟

فریاد جگرخراشت را در خشت خشت خرابه‏ های شام مویه می‏کنم و وسعت رنجت را با کوه‏ها در میان می‏گذارم. غبار اندوهت را هیچ بارانی نمی‏توانده شست.

 

دل نوشته های حضرت رقیه

    متن ادبی شهادت حضرت رقیه
تو را چه بنامم
تو را چه بنامم، که ناب تر از شبنم های صبح گاه بر گلبرگ تاریخ نشسته ای. تو را چه بسرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج وار، همه دل ها را به تلاطم در آورده است. تو را چه بنامم که بیش از سر بهار در آغوش بابا، طعم زندگی را نچشیدی و مانند او، غریبانه از غربت این غریبستان خاکی بار سفر بستی. پس سلام بر تو، روزی که به عالم خاکی گام نهادی و روزی که به افلاک پر کشیدی.

 

دل نوشته های حضرت رقیه

دل نوشته های حضرت رقیه (س)
اندوهت را می‏گذاری و می‏روی
ثانیه‏ های محنت‏ بارت، صفحات خیالم را می‏ سوزاند.

بر کتیبه ‏های سوخته می‏نویسمت و وجدان‏های بیدار جهان را به قضاوت می‏طلبم.

ناله‏ های کودکی‏ات، خاطر بادها را پریشان کرده است.

قناریان تنها، تاریک خرابه را به یاد می‏ آورند و می‏گریند.

پنجره‏ ها، کابوس‏های سیاهت را تب می‏ کنند.

خارها، پاهای برهنه‏ ات را جگرریش می‏ کنند.

می‏روی و کوچکی دنیا را به طالبانش وامی‏گذاری. اندوهت را بر صورت خرابه می‏پاشی و می‏گذری تا به لبخندی ابدی بپیوندی.

ادامه مطلب
بدون نظر

اشعار طفلان حضرت زینب سلام الله علیهم

نویسنده : , موضوع : ائمه اطهار , 3 سال پیش ارسال شده
اشعار طفلان حضرت زینب سلام الله علیهم

بعد از علی اکبر عوض شد کربلایت

بعد از علی اکبر عوض شد کربلایت

حتی عوض شد ناله هایت گریه هایت

غیر از زمانی که رقیه پیشت آمد

کمتر شنید اهل حرم حتی صدایت

دیدی سکوت تو حرم را زیر و رو کرد

دایی مگر مُردند خواهر زاده هایت

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر
صفحه 20 از 36« بعدی...10...1819202122...30...قبلی »

طراحی و اجرا : نایت اسکین

خانه | English | تماس با ما

تمامی حقوق مطالب برای وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق محفوظ است ، طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد