وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » دفاع مقدس



اسارت چند صد عراقی با صدای اذان

نویسنده : , موضوع : دفاع مقدس , 2 سال پیش ارسال شده

شهید «ابراهیم هادی» بی شک یکی از دلاورمردانی است که در هشت سال دفاع مقدس و در جهاد فی سبیل الله هر آنچه در توان داشتند خالصانه به میدان رزم آوردند. ابراهیم هادی در ارتفاعات بازی دراز و گیلان غرب و جبهه جنوب از جمله فرمانده هان تاثیر گذار جنگ بود.
شهید هادی سر انجام در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن نیروهایش به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد. دیگر کسی ابراهیم را ندید. شهید هادی همیشه از خدا می خواست گمنام بماند وخداهم دعایش را مستجاب کرد. ابراهیم سالهاست که گمنام و غریب در فکه مانده است.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

سردار شهیدی که در ۱۰ سالگی پیش‌نماز شد

نویسنده : , موضوع : دفاع مقدس , 3 سال پیش ارسال شده

سردار شهید مصطفی مانیان که در ۱۰ سالگی پیش‌نماز مدرسه و مکبر و مؤذن مسجد محله بود، چند ماه قبل از شهادت زمانی که همسرش خبر قبولی در رشته الهیات دانشگاه را تلفنی به او داد، بی‌درنگ پاسخ داد: دانشگاه الهیات من همین جبهه‌هاست.

چه دور است دنیای آسمانی دلاوران خوف و خطر و حماسه از زندگی زمینی و نفس‌آلود ما بندگان گناهکاری که یا سال‌های دفاع مقدس را درک نکردیم و خود را وحشت‌زده در اتاق نفس زندانی کردیم و تن به شکستن قفس ندادیم و یا در آن سال‌ها آن‌قدر کوچک بودیم که توان یاری و هم‌بالی با آن دلاوران تیزپرواز حریم عشق را نداشتیم.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

خاطراتی از شهید زین الدین

نویسنده : , موضوع : دفاع مقدس , 3 سال پیش ارسال شده

۱) عراقی ها، نصف خاکریز را باز کرده بوند و آب بسته بودند توی نیروهای ما. از گردان، نیرو خواستیم که با الوار و کیسه ی شن، جلوی آب را بگیریم. وقتی که آمدند، راه افتادیم سمت خاک ریز. دیدیم زین الدین و یکی دونفر دیگر، الوار های به چه بلندی را به پشت گرفته بودند و توی آب به سمت ورود ی خاکریز می رفتند. گفتم:«چرا شما؟ از گردان نیرو آمده» گفت:«نمی خواست. خودمون بندش می اوریم.»

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

زندگی نامه شهید آیت الله مدنی

نویسنده : , موضوع : بزرگان دینی, دفاع مقدس , 3 سال پیش ارسال شده

یکی از روزهای سال ۱۲۹۲ شمسی (۱۳۲۳ ق) در خانه با صفای آقا میرعلی از سادات محترم آذر شهر – کودکی پا به عرصه زندگی گذاشت که بعدها خدمات گرانقدری به اسلام و مسلمین کرد.

عشق و ارادت پدرش به امیر مؤمنان علی (ع) او را بر آن داشت تا برای فرزندش یکی از القاب آن حضرت یعنی (اسدالله) را نام بگذارد.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

بره گمشده عباس

نویسنده : , موضوع : دفاع مقدس , 3 سال پیش ارسال شده

با سر و صدای محمود از خواب پریدم. محمود در حالیکه هرهر می خندید رو به عباس گفت: «عباس پاشو که دخلت درآمده. فک و فامیلات آمده اند دیدنت!» عباس چشمانش را مالید و گفت: «سر به سرم نگذار. لرستان کجا، این جا کجا؟»

– خودت بیا ببین. چه خوش تیپ هم هستند. واست کادو هم آورده اند!

همگی از چادر زدیم بیرون. سه پیرمرد لر با شلوار پاچه گشاد و چاروق و کلاه نمدی به سر در حالیکه یکی از آنها بره سفیدی زیر بغل زده بود، می آمدند. عباس دودستی زد به سرش و نالید: «خانه خراب شدم!»

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر
صفحه 1 از 41234

خرید سی سی کم خرید vpn خرید vpn خرید vpn خرید کریو
طراحی و اجرا : نایت اسکین

خانه | English | تماس با ما

تمامی حقوق مطالب برای وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق محفوظ است ، طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد