وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » اندیشه صادقانه در هوای «صبح ساحل»

وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » اندیشه صادقانه در هوای «صبح ساحل»



اندیشه صادقانه در هوای «صبح ساحل»

موضوع : ائمه اطهار ، 4 سال پیش ارسال شده

حجه الاسلام و المسلمین دکتر مهدی خدامیان آرانی که در حال حاضر از اساتید حوزه علمیّه قم بوده و مباحث تاریخ تدوین حدیث ایشان با استقبال خوبى روبرو شده، تاکنون بیش از ۵۰ اثر فارسى تدوین نموده که بیشتر آنها جوایز مهمى در جشنواره ‏هاى مختلف کسب کرده است، همچون برگزیده جشنواره زوج خوشبخت ایرانی، برگزیده چهارمین و ششمین همایش اهل قلم اصفهان، مقام اول مسابقه جهانی نگارش کتاب درباره زندگی امام رضا علیه السلام، برنده اولین دوره جایزه شهاب، برگزیده جایزه کتاب فصل و …

کتاب‏هاى دکتر خدامیان آرانی با عنوان مجموعه «اندیشه سبز» به بیان زیبایى ‏هاى مکتب شیعه مى ‏پردازد و تلاش مى ‏کند تا جوانان را با آموزه‏ هاى دینى بیشتر آشنا نماید. قلم روان، بیان جذاب و همراه بودن با مستندات تاریخى و حدیثى از مهمترین ویژگى این آثار است.

کتاب “صبح ساحل” این نویسنده نیز برگزیده مسابقه جهانی کتاب رضوی بیروت است. این اثر زیبا، رمانی است که با سفری به عصر امام صادق علیه السلام خواننده را با حوادث گوناگون آن زمان آشنا می‌ کند.

حجه الاسلام خدامیان در رابطه با انگیزه تألیف این کتاب می نویسد:

«شب بود مهتاب می ‌تابید، من در مدینه بودم و پشت پنجره‌ های بقیع ایستاده بودم. هوای دلم بارانی شد. به یاد آوردم که دیگران مرا شاگرد امام صادق علیه السلام می‌خوانند، حتماً می‌دانی مردم به کسانی که در حوزه علمیه درس می ‌خوانند «شاگرد امام صادق علیه السلام» می‌ گویند. بیست سال است که من در حوزه علمیه بودم، به راستی من برای معرفی امام صادق علیه السلام چه کرده ‌ام این سوالی بود که آن شب از خود پرسیدم. آن شب تصمیم گرفتم وقتی به وطن خود بازگشتم، کار تحقیق را آغاز کنم و در مورد زندگی امام صادق علیه السلام کتابی بنویسم. می‌دانستم هر کسی توفیق ندارد برای اهل بیت علیهم السلام ‌قلم بزند، برای همین از خدای مهربان خواستم تا توفیق این کار را به من عنایت کند…»

نویسنده در این کتاب ۱۳ داستان تاریخی و خواندنی را به تصویر کشیده است، داستان هایی نظیر کدام راه مرا می‌خواند؟، وقتی تاریخ تکرار می‌ شود، هرگز به خاطر دنیا نیامده ام، چرا به پسرم حسادت می ورزی، آتش زیر خاکستر را نمی بینی، وقتی که نامه تو را می سوزانم، با چوب به جنگ دشمن بروید، خانه خورشید را به آتش بکشید، نور خدا هرگز خاموش نمی شود، و داستان های خواندنی دیگر.
کتاب‏هاى دکتر خدامیان آرانی با عنوان مجموعه «اندیشه سبز» به بیان زیبایى ‏هاى مکتب شیعه مى ‏پردازد و تلاش مى ‏کند تا جوانان را با آموزه‏ هاى دینى بیشتر آشنا نماید. قلم روان، بیان جذاب و همراه بودن با مستندات تاریخى و حدیثى از مهمترین ویژگى این آثار است

کتاب “صبح ساحل” که در سال ۹۱ به چاپ ششم رسید، با همّت انتشارات وثوق به زیور طبع آراسته شده است.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

«شب شده است و کوچه هاى مدینه تاریک است، از این پیچ که عبور کنیم به خانه امام صادق علیه السلام مى رسیم… نسیم مى وزد، بوى بهشت به مشامم مى رسد، در حضور امام مهربان خود هستم، اشک شوق مى ریزم و سلام مى کنم: سلام بر آقا و مولاى من! سلام بر نور خدا در روى زمین…

آقاى من! برایم سخن بگو! من عطش شنیدن دارم، مى خواهم کلام تو را بشنوم! به سوى تو آمده ام، گمگشته بودم، بى قرار بودم، به اینجا پناه آورده ام و آرام گرفته ام. شنیده ام شما همه دوستان خود را دوست دارى. برایم سخن بگو، جان مرا با کلام خود زنده کن!
مولاى من!

تو مى دانى که حکومت مى خواهد مردم در نادانى بمانند، فقط با جهل و نادانى است که آنان مى توانند به اسم دین بر مردم حکومت کنند.

خاندان بنى اُمیّه براى خود قداست ساخته اند، مردم “هشام” را جانشین خدا و امین خدا در روى زمین مى دانند، مقام او را از کعبه بالاتر مى دانند، بلاى جهل و نادانى از هر چیزى بدتر است، حکومت بقاى خویش را در جهل این مردم مى داند.

اکنون تو برایم از علم و عقل و آگاهى سخن مى گویى، مى خواهى شیعه تو بیدار باشد، اهل فکر و معرفت باشد.

تو مرا به تفکر فرا مى خوانى و مى گویى: «یک ساعت فکر کردن بهتر از یک سال عبادت است».
کتاب “صبح ساحل” این نویسنده نیز برگزیده مسابقه جهانی کتاب رضوی بیروت است. این اثر زیبا، رمانی است که با سفری به عصر امام صادق علیه السلام خواننده را با حوادث گوناگون آن زمان آشنا می‌ کند

برایم از لقمان سخن مى گویى و این که خدا به او حکمت ارزانى داشت، تو مى خواهى من بدانم که لقمان چرا به این مقام رسید، رو به من مى کنى و مى گویى:

«لقمان به خاطر مال و ثروت دنیا و زیبایى و قدرت جسمانى به مقام حکمت نرسید، بلکه او به علّت تقوى و زیاد فکر کردن به این مقام رسید».

برایم مى گویى که بیشترین عبادت ابوذر، تفکّر و پند گرفتن بود.

دوست دارى من ابوذر را بیشتر بشناسم، روزگارى که عثمان خلیفه بود، مردم دچار غفلت شده بودند، آن روز ابوذر به عثمان اعتراض کرد. او مى دانست راهى را که عثمان در پیش گرفته است، جامعه را تباه خواهد کرد.

آن روز بسیارى دلشان به نماز و روزه هاى خود خوش بود و آفتِ تجمّل گرایى و بى عدالتى را نمى دیدند، امّا ابوذر فکر کرد و در مقابل موج فتنه ها و بى عدالتى ها قیام کرد تا آنجا که عثمان، او را به بیابان «ربذه» تبعید کرد.

تو از من مى خواهى مانند ابوذر باشم و بیشتر عبادت من فکر کردن باشد، نه آنکه دل به نماز و روزه ام خوش دارم… !»

ابوالفضل صالح صدر

این مطلب توسط admin ارسال شده :