وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » داستان صبر

وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » داستان صبر


[metaslider id=372]

داستان صبر

موضوع : دین و اندیشه ، 4 سال پیش ارسال شده

ادیان ابراهیمی عبارت است از سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام که مشترکات زیادی با هم دارند. این اشتراکات از احکام گرفته تا داستان های پیامبران تمامی در کتب مقدس هر سه دین آمده است.

در قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان، برخی از این قصص به صورت موجز بیان شده است؛ زیرا در کتب آسمانی یا حتی سنت ادیان پیشین این داستان ها به صورت مفصل آمده است. مطول یا موجز بودن داستان ها امری نیست که در اینجا بدان پرداخته شود، بلکه این مقال به بیان هدف خداوند که تحول جامعه به واسطه تاثیرپذیری از این داستان هاست، می پردازد.

زندگی حضرت موسی (ع) از قصص قرآنی است که می توان گفت خداوند آن را به صورت کامل در قرآن بیان کرده است. موسی (ع) از پیامبرانی است که خداوند داستان زندگی او را در سوره های مختلف آورده و نام او را ۵۰۲ بار در قرآن تکرار کرده است.

حضرت موسی (ع) در قرآن انسانی پرهیزکار توصیف شده است که مستقیم مورد خطاب خداوند قرار می گیرد: «در این کتاب از موسی یاد کن؛ زیرا او پاکدل و فرستاده ای بود و از جانب راست طور او را ندا دادیم و در حالی که با وی راز گفتیم، او را به خود نزدیک ساختیم.» (مریم/ ۵۲ ـ ۵۱)

تولد موسی در زمان سلطنت فرعونی بود که بر قوم بنی اسرائیل ستم روا می داشت. این فرعون به قصد ساختن بناهای بلند به کارگرانی قوی بنیه نیاز داشت که بدون چون و چرا از فرامین او اطاعت کنند. از طرفی این فرعون رویایی دید که بر طبق آن معبران پیش بینی کردند مصلحی از قوم بنی اسرائیل برانگیخته خواهد شد که فرعون را نابود می کند و اوضاع مردم خویش را به سامان خواهد کرد. پس فرعون فرمان قتل تمام نوزادان پسر را داد، اما از آنجا که با کشتن تمام پسران بنی اسرائیل کشور مصر با کمبود نیروی انسانی روبه رو می شد، تصمیم گرفته شد یک سال در میان نوزادان پسر کشته شوند. از این رو موسی (ع) در سالی متولد شد که نوزادان را از بین می بردند. ابتدا مادر او نوزاد را مخفی کرد، اما خداوند به مادر موسی (ع) وحی کرد که او را در سبدی گذارد و به رود نیل بسپارد و به کمک خداوند امید داشته باشد.

«و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر ده و چون بر او بیمناک شدی، او را در نیل بینداز و مترس و اندوه مدار که ما او را به تو بازمی گردانیم و از [زمره] پیمبرانش قرار می دهیم.» (قصص / آیه ۷)

«و دل مادر موسی [از هر چیز جز از فکر فرزند] تهی گشت اگر قلبش را استوار نساخته بودیم تا از ایمان آورندگان باشد، چیزی نمانده بود که آن [راز] را افشا کند.» (قصص / ۱۰)

مادر موسی (ع) به الهامی که خداوند در دل او انداخت، اطمینان کرد و خداوند نیز چشم او را به دیدن فرزندش روشن کرد: «پس او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش [بدو] روشن شود و غم نخورد و بداند وعده خدا درست است، ولی بیشترشان نمی دانند.» (قصص / ۱۳)

همسر فرعون، موسی (ع) را از آب گرفت و او در کنار فرعون بزرگ شد. موسی (ع) به خاطر قتل یک قبطی که همکیش او را آزار داده بود، به مدین فرار کرد. در شهر مدین با شعیب دیدار کرد و چندین سال در آن شهر ماند و پس از چند سال با دختر شعیب ازدواج کرد و به مصر بازگشت.

در راه بازگشت خداوند به او وحی کرد تا فرعون و فرعونیان را به راه راست فرا خواند. اما باوجود معجزه های بسیار ِموسی(ع) فرعون به او ایمان نیاورد و این حضرت با قوم خود از مصر گریخت و چهل سال در بیابان سرگردان بودند تا وعده خداوند بر بنی اسرائیل محقق شد و آنها توانستند مکانی برای زندگی بیابند.

داستان زندگی حضرت موسی (ع) از داستان هایی است که همواره و در هر دوره ای، از تازگی برخوردار است. زندگی موسی(ع) نمونه صبر و استقامتی است که خداوند در جای جای قرآن، آدمی را به آن فرا می خواند و به واسطه آن پاداش می دهد: «آنانند که به [پاس] آن که صبر کردند و [برای آن که] بدی را با نیکی دفع می نمایند و از آنچه روزی شان داده ایم انفاق می کنند دو بار پاداش خواهند یافت.» (قصص / ۵۴)

این ایمان به خداوند است که باعث می شود آدمی در برابر مشکلات صبور باشد؛ زیرا ایمان به خداوند یکی از ارکان و پایه های محکم دین است. مادر حضرت موسی به خاطر ایمان مطلقی که به خداوند داشت، فرزند خود را به آب انداخت. این عمل صرفا از کسی بر می آید که به خداوند خود امید و اطمینان داشته باشد. آدمی در زندگی خود با رخدادهای فراوانی روبه رو می شود که برخی از آنها موجب رنجش او می شود. او درباره چرایی این وقایع تفکر می کند، ولی به هیچ دلیل منطقی نمی رسد. در اینجاست که او باید صبور باشد و به حکمتی که در پس این وقایع جاری است، ایمان داشته باشد. این همان ایمانی است که حضرت موسی(ع) به واسطه آن سرگردانی چهل ساله در بیابان را تحمل کرد.

قصص قرآنی در بردارنده نکات اخلاقی آموزنده ای برای مردم این روزگار بوده که مشغله بسیار آنها را از اخلاقیات دور کرده است. در بین این مردم برخی جوانان به دنبال شیوه صحیح و پر از آرامش زندگی هستند که توصیه مطالعه و تعمق درباره قصص قرآنی و فراگیری صبر و تحمل برای آنها ضروری به نظر می رسد؛ خصوصا که اکنون در ماه مبارک رمضان هستیم و این ماه فرصت مغتنمی است که آدمی را به صبر و استقامت فرا می خواند.

این مطلب توسط admin ارسال شده :