وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » سفیانی، دشمنِ پلیدِ آخرالزمانی

وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » سفیانی، دشمنِ پلیدِ آخرالزمانی


[metaslider id=372]

سفیانی، دشمنِ پلیدِ آخرالزمانی

موضوع : مهدویت ، 4 سال پیش ارسال شده

سفیانی از شخصیت‏های بارز در جریانات نهضت جهانی حضرت مهدی(عجل ‏الله فرجه) است. او دشمن سرسخت و رویاروی آن حضرت می‏باشد، هر چند که امام در حقیقت با نیروهای کفری که از سفیانی پشتیبانی می‏کنند، روبروست. همچنانکه در ادامه خواهید خواند.

روایات وارده دلالت دارد بر اینکه خروج سفیانی از وعده‏های حتمی خداوند است، از امام زین العابدین(علیه‏السلام) روایت شده ‏است که ایشان فرمودند: امر قائم از سوی خداوند حتمی است و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی می‏باشد و قائم ظهور نمی‏کند مگر پس از آمدن سفیانی.(۱)

اینک شمه‏ای از چگونگی شخصیت و جنبش او را ذکر می‏نماییم.

سفیانی کیست؟

بین دانشمندان اسلامی اتفاق نظر است که وجه تسمیه او به سفیانی به‏ خاطر نسبت داشتن با ابوسفیان است، چرا که وی از تبار ابوسفیان به ‏شمار می‏آید، همانگونه که فرزند زن جگرخوار نیز می‏باشد به علت نسبت وی با جده‏اش هند زن ابوسفیان، که در جنگ احد وقتی حمزه سیدالشهداء به شهادت رسید هند کوشید تا جگر حمزه را از فرط کینه به دندان بکشد.

امیر مۆمنان علی(علیه‏السلام) فرمودند: «فرزند هند جگرخوار از وادی یابس(دره خشک) خروج می‏کند. او مردی است چهارشانه و بدقیافه، دارای سری بزرگ و بر صورت او اثر آبله پیداست. وقتی او را می‏بینی پنداری که یک چشم دارد، نامش عثمان است و او از فرزندان ابوسفیان است. وارد سرزمین قرار و معین(با آرامش و آبی گوارا) می‏شود و بر بالای منبر آنجا قرار می‏گیرد.»(۲)

میان شیعیان معروف است که او از اولاد عنبسه پسر ابوسفیان است. البته در روایتی دیگر آمده‏است که وی از فرزندان عتبه پسر ابوسفیان است.(۳)

و فرزندان ابوسفیان پنج نفر بودند: عتبه، معاویه، یزید، عنبسه و حنظله. و در یکی از نامه‏های حضرت علی(علیه‏السلام) به معاویه به‏ طور صریح آمده‏است که سفیانی یکی از فرزندان معاویه است.

و اما مشهور نزد علمای اهل سنت این است که نام وی عبدالله است و در نسخه خطی از إبن‏حماد آمده‏است که نامش عبدالله پسر یزید است. ولی همچنانکه مشهور است نام وی عثمان است.

پستی، پلیدی و سرکشی سفیانی

راویان حدیث، در نفاق و بدسرشتی و دشمنی سفیانی با خدا و پیامبرش(صلی ‏الله ‏علیه‏ و آله‏) و حضرت مهدی(عجل الله فرجه) اتفاق نظر دارند و روایاتی که شیعه و سنی درباره شخصیت و کردار او نقل کرده‏اند یکسان یا تقریباً نزدیک به هم آمده‏است، چنانکه روایتی در این باب آمده‏ است که: سفیانی بدترین فرمانرواست، دانشمندان و اهل فضل را می‏کشد و نابود می‏سازد و از آنها برای رسیدن به مقاصد خود یاری می‏خواهد هر کس سر باز زند او را به قتل می‏رساند.(۴)

و در جایی دیگر آمده که: سفیانی در مدت شش ماه کسانی را که نافرمانی وی کنند می‏کشد، و با اره آنها را سر می‏برد و در دیگ‏ها می‏پزد.(۵)

او رهبری سیاسی غربی‏ها و یهودیان را بر عهده دارد و با حضرت مهدی(عجل ‏الله فرجه) که دشمن روم یعنی غربی‏هاست، به نبرد می‏پردازد و با ترکان یا هواداران ترکان که به نظر ما روس‏ها هستند، وارد جنگ می‏شود.

نیز از ابن‏‏عباس وارد است که گفت: سفیانی خروج می‏کند و دست به کشتار می‏زند حتی شکم زنان را می‏درد و اطفال را در دیگ‏‏های بزرگ می‏جوشاند.(۶)

یا به طور مثال از امام باقر(علیه‏السلام) روایت شده که فرمود: اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده‏ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است. هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده. مکه و مدینه را ندیده‏است و می‏گوید: پروردگارا انتقام من با آتش است.(۷)

فرهنگ و گرایش سیاسی سفیانی

روایات نشانگر این معناست که سفیانی فرهنگ و آموزش غربی دارد و چه بسا در همانجا نشو و نما کرده‏باشد. در کتاب غیبت شیخ طوسی از بشربن غالب روایت شده‏است که: سفیانی درحالیکه رهبری گروهی را بر عهده دارد مانند شخص نصرانی صلیب بر گردن دارد و از سرزمین رومیان روی می‏آورد.(۸)

اینکه روایت شده که سفیانی از سرزمین رومیان می‏آید، نشانگر این است که او رهبری سیاسی غربی‏ها و یهودیان را بر عهده دارد و با حضرت مهدی(عجل ‏الله فرجه) که دشمن روم یعنی غربی‏هاست، به نبرد می‏پردازد و با ترکان یا هواداران ترکان که به نظر ما روس‏ها هستند، وارد جنگ می‏شود. و سفیانی پایتخت خود را در حوادث زمان ظهور و در پیشاپیش لشکرکشی حضرت از دمشق به رمله فلسطین منتقل می‏سازد، همانجایی که طبق روایات وارده شورشیان رومی در آنجا فرود می‏آیند.

بلکه به‏ طوری که پیداست، به عنوان خط مقدم دفاعی به نفع یهودیان و رومی‏ها وارد پیکار با حضرت می‏شود و روایات درباره شکست او که به شکست یهودیان منتهی خواهد شد، سخن می‏گوید.

علاوه‏ بر این دلیل دیگرش بر گرایش وی به غربی‏ها این است که پس از شکست و کشته شدن او، باقیمانده نیروهایش به طرف غرب فرار می‏کنند، آنگاه یاران حضرت آنها را بازمی‏گردانند و به قتل می‏رسانند.

ادامه دارد…

پی‏نوشت:

۱. بحار الأنوار، جلد۳، صفحه۱۸۲.

۲. بحارالأنوار، جلد۵۲، صفحه۲۰۵.

۳. همان، صفحه۲۱۳.

۴. نسخه خظی ابن حماد، صفحه۷۶.

۵. همان، صفحه۸۰.

۶. همان، صفحه۸۴.

۷. بحارالانوار، جلد۵۲، صفحه۳۵۴.

۸. غیبت شیخ طوسی، صفحه۲۷۸.

این مطلب توسط admin ارسال شده :