وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق


[metaslider id=372]

آشنایی با شرائط نیابت در حج

نویسنده : , موضوع : دین و اندیشه , 3 ماه پیش ارسال شده
آشنایی با شرائط نیابت در حج

هر مکلف عاقل و بالغ پس از اینکه برای رفتن به حج، مستطیع شد، حج بر او مستقر می شود. یعنی باید مقدمات سفر حج را فراهم نماید. مثلا اگر رفتن به حج با ثبت نام امکان پذیر است باید در اولین فرصت ثبت نام نماید.

سوال: شرائط نیابت در حج چیست و آیا فردی که خود به حج نرفته، می تواند نایب قرار گیرد؟
مراجع عظام تقلید برای شخصی که نایب در اعمال حج واجب یا عمره‌ی مستحبی می‌شود، امورى را شرط کرده‌اند:

۱ـ بلوغ؛[۱] (بنابر احتیاط واجب‌)

۲ـ عقل؛

۳ـ ایمان؛ (یعنى اعتقاد به امامت دوازده امام داشته باشد).[۲]

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

کدام آیه ی قرآن مهربانترین آیه است؟

نویسنده : , موضوع : قرآن , 3 ماه پیش ارسال شده
کدام آیه ی قرآن مهربانترین آیه است؟

در بعضی از احادیث ما وارد شده است که وقتی این آیه نازل شد شیطان رجیم از خشم و عصبانیت آنچنان صیحه و شیونی سرداد که به حالت غش در آمد و گفت با نزول این آیه من نا امید و بیچاره شدم و خداوند با این آیه کمر مرا شکست چرا که هر چه من در گمراهی و ضلالت انسان تلاش نموده و آنها را به گناه و معصیت وادار نمایم خداوند با این آیه به همه آنها وعده آمرزش و بخشش داده است.

پرسش بسیار مهم و قابل توجهی را مطرح فرموده اید، که خیلی مختصر به آن پاسخ بدهیم به نظر ما گسترده ترین آیه در بعد رأفت و مهربانی آیه ۵۳ سوره زمر است که خداوند به پیامبر رحمتش می فرماید:
«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛بگو(ای پیامبر) ای بندگان من که بر خودتان اسراف در گناه انجام داده اید(هرگز) از رحمت خدا ناامید نشوید چرا که همانا خداوند می آمرزد گناهان شما را بطور کل و همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

چطور خانه ام را قرآنی کنم؟

نویسنده : , موضوع : قرآن , 4 ماه پیش ارسال شده
چطور خانه ام را قرآنی کنم؟

ای پیامبر به مردم بگو به فضل پروردگار و به رحمت بی پایان او و این کتاب بزرگ آسمانی که جامع همه نعمت ها است باید خشنود بشوند نه به ثروت اندوزی و پست و مقام دنیا و فزونی قوم و قبیله. (سوره یونس آیات ۵۸-۵۷)یکی از مواردی که در زندگی ما به عنوان یک مسلمان کمتر بدان توجه می شود تلاوت قرآن به عنوان کتاب دینی ما و تعمق در آیات آن است. به همین دلیل است که کمتر این کتاب آسمانی در زندگی ما جا دارد. در حالی که خداوند حکیم در این مورد می فرماید: ای مردم، از سوی پروردگارتان موعظه و اندرزی برای شما آمد، کلامی و قرآنی که مایه شفای بیماری دل ها و روان ها است و چیزی که مایه هدایت و راهنمایی است و رحمت برای مومنان است.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

چطور می توانم از پروردگارم مهلت بگیرم؟

نویسنده : , موضوع : دین و اندیشه , 4 ماه پیش ارسال شده
چطور می توانم از پروردگارم مهلت بگیرم؟

 در خصوص چگونگی مهلت خواستن از خداوند آمده است: پروردگارا! ما را تا مدت کوتاهی مهلت ده، تا دعوت تو را اجابت نماییم و از پیامبران پیروی کنیم. ابراهیم / ۴۴

نکته‌ها
با توجه به آیه قبل، ابتدا به نظر می‌رسد که این آیه نیز درباره قیامت است، ولی جمله «اخّرنا الی اجل قریب نُجب دعوتک…» بیشتر، این معنا را به ذهن می‌آورد که آیه درباره عذاب الهی در دنیاست، زیرا تأخیر عذاب و اجابت دعوت خداوند و پیروی از پیامبران، مربوط به دنیاست نه قیامت.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

ملاصدرا راجب مرگ چه دیدگاهی داشتند؟

نویسنده : , موضوع : بزرگان دینی , 4 ماه پیش ارسال شده
ملاصدرا راجب مرگ چه دیدگاهی داشتند؟

ملاصدرا مرگ را اعراض نفس از بدن و ترک آن می داند

نظر صدرا درباره مرگ را از چند منبع معتبر برایتان بیان می کنم:

۱- در پایگاه اطلاع رسانی حکمت اسلامی صدرا، نظر صدرا را چنین نگاشته اند:

یکی از مسائل مباحث فلسفی نفس، موضوع مرگ است که ملاصدرا آنرا از علوم طبیعی به فلسفه وارد ساخته و درباره آن بحث کرده است. ملاصدرا مرگ را اعراض نفس از بدن و ترک آن می داند. وی عقیده زیست شناسان و پزشکان که مرگ را معلول تباهی و خرابی بدن و درهم ریختن نظم طبیعی آن می دانند و به کسی تشبیه می کنند که خانه اش خراب شود و ناچار بجای دیگری پناه ببرد، نمی پذیرد و می گوید:

مرگ بر دو گونه است: مرگ طبیعی و مرگ با حادثه اتفاقی (مرگ اخترامی). در مرگ طبیعی، نفس در سیر کمالی خود هنگامی که نیازی به بدن نبیند آنرا رها می کند و ما آنرا مرگ طبیعی می گوییم. وی بدن را به کشتی و نفس را به بادی که کشتی را می برد تشبیه می کند و میگوید همانگونه که اگر باد نباشد کشتی هم از حرکت باز خواهد ایستاد، وقتی نفس از بدن جدا شود حیات هم از میان خواهد رفت.

ملاصدرا با اشاره به حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه وآله) که در آن آمده است «تمام بدن را خاک خواهد خورد جز «بُن مایه» تن را که بدن انسان از آن آفریده شده است»، می گوید انسان پس از مرگ قوه خیال را که «بُن مایه» انسان و حاوی تمام صورتها (و داده ها)ی انسان دنیوی است و غیر مادی و غیر وابسته به جهان مادی است با خود می برد و شخصیت همین انسان دنیوی را با تواناییها و قوای بیشتر در آخرت بازسازی می نماید.

مرگ بدن را نابود نمی کند، بلکه آنرا پراکنده می سازد و با حفظ اصل و مایه آن صفات آنرا از او می گیرد و هر گاه بخواهد می تواند آن صفات را به مایه اصلی بدن بازگرداند.

۲- در کتاب  فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملاصدرا، این چنین بیان کرده است:

ملا صدرا در شواهد الربوبیه این مسأله را بررسى کرده و گوید:  اشراق اول: در بیان حقیقت موت باید بدانى که مرگ امرى است به جا و حتمى. زیرا امرى است طبیعى و منشأ آن اعراض نفس از عالم حواس و نشأه محسوسات و اقبال به خدا و ملکوت او است، نه آن امرى است که تو را به کلى معدوم و نابود کند، بلکه فقط ما بین تو و آن چه که غیر تو و غیر صفات لازمه تو است جدایى مى‏افکند (زیرا حقیقت تو نفس تو و اوصاف لازمه او است که مغایر با بدن است و این حقیقت، امرى است مجرد و از عالم علوى و محل حکمت) و ادله و براهین قاطع عقلى دلالت مى‏کند بر این که محل حکمت و جایگاه علم و معرفت هرگز معدوم نخواهد شد، همان طور که حدیث نبوى‏  «خلقتم للبقاء لا للفناء» و حدیث شریف‏  «الارض لا تأکل محلّ الایمان» و آیه شریفه «أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ؛ زندگانند و نزد پروردگار خویش روزى خورانند و آن چه خداوند به آنان عطا کرده شادمانند» [آل عمران/۱۷۰] حاکى از این مطلب است.[۱]

۳- همچنین در شرح بر زاد المسافر چنین آمده است:

بیان معنى موت طبیعى بنا بر مشرب صدر المحققین‏ …،  از باب آن که قواى جسمانى از حیث تأثیر و تأثّر و فعل و انفعالات، تناهى پذیرند، ناچار فنا بر بدن حاکم است و ابدان به تدریج رو به ضعف رفته بالأخره نفاد حرارت طبیعى و غریزى یا زیادتى رطوبات و یا از ناحیه تأثیرات الکواکب به حسب حظوظها عند طالع المولود و یا امورى از این قبیل که از اسباب و علل طبیعى محسوب مى‏شوند، ابدان از قبول افاعیل نفس و از مظهر بودن جهت آثار روح، نکول نموده، ناچار نفس که از عالم تجرّد و ملکوت است به باطن خود رجوع نموده و موت عارض مى‌‏شود.

          جان عزم رحیل کرد گفتم که مرو             گفتا چه کنم، خانه فرو مى‏آید

 بنابر مرام صدر الحکماء که منشأ پیدایش نفس را حرکت و سیلان مواد و صور مستعد از براى طى درجات نباتى و حیوانى و وصول به مقامات انسانى مى‌‏داند، علت موت طبیعى (نه اخترامى) را حرکت نفس به عالم خود و رجوع روح مجرد امرى بعد از استیفاى درجات انسانى و نیل به مقامات و مراتب شایسته آن مى‌‏داند، به این معنى که نفس در اول وجود عین مواد و صور حالّ در مواد است و بعد از رسیدن به مقام انسانى (مطابق استعداد جوهرى هر نفس) به تدریج- شیئا فشیئا- تعلق آن رو به ضعف رفته تا آن که بالمرّه جلباب خود را رها نماید و غرض از تعلق نفس به بدن، نیل به درجات لایق آن است و بعد از حصول غایت، جهت تعلق، زایل مى‌‏شود.[۲]

۴- در فرهنگ معارف اسلامى نیز نظر صدرا را چنین گفته است:

صدر الدین شیرازى گوید: مرگ آخرین مرحله تکمیل نفس ناطقه است که در آن مرحله خلع بدن و قشر کرده و بعالم روحانیات پیوندد.[۳]

ادامه مطلب
بدون نظر
صفحه 18 از 262« بعدی...10...1617181920...304050...قبلی »