وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق



راز طولانی بودن عمر حضرت مهدی(عج)

نویسنده : , موضوع : مهدویت , 3 سال پیش ارسال شده

همه ما می دانیم که حضرت مهدی (عج‏الله) در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در شهر سامرا و در روزگار خلافت معتمد دیده به جهان گشودند. شیخ مفید می گوید: امام حسن عسگری (علیه السلام)، جز وی فرزندی نه آشکارا و نه پنهانی بر جای نگذاشته و او را در پنهانی و خفا نگهداری فرمود. سن حضرت مهدی (عج‏الله) در زمان وفات پدرشان پنج سال بود و در همان سنین اندک، خداوند متعال حکمت و قضاوت به او عنایت فرموده بود و او را نشانه ای برای جهانیان قرار داده بود. ابوبصیر می گوید: به یکی از امامان (امام صادق یا امام باقر(علیهماالسلام))عرض کردم: آیا امکان دارد که امر امامت به کسی برسد که به حد بلوغ نرسیده باشد؟ امام(علیه السلام) فرمودند: بزودی این امر اتفاق می افتد. عرض کردم: پس چه می کند؟ فرمود: امامِ قبل از او علم و کتاب هایی را برای او به ارث می گذارد و او را به خودش وا نمی گذارد.(ترجمه غیبت نعمانی، ترجمه جابر رضوانی، صفحه۵۵۳)

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

با قنداق اسلحه به پهلوی فرمانده زدن!!!

نویسنده : , موضوع : دفاع مقدس , 3 سال پیش ارسال شده

نصف شب از شناسایی برگشته بود.

وقتی دید بچه ها توی چادر خوابن برای اینکه سرو صدا نشه بیرون چادر خوابید.

یه بسیجی اومده بود نگهبان بعدی رو صدا بزنه ، زین الدین رو نشناخت.

شروع کرد با قنداق اسلحه به پهلوش زدن هی می گفت : …

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

به جای کفش دمپایی پایش بود!

نویسنده : , موضوع : دفاع مقدس , 3 سال پیش ارسال شده

کم توقع بود

اگه چیزی هم برایش نمی خریدیم ، حرفی نمی زد

نوروز آن سال پدرش برایش یه جفت کفش نو خرید

روز دوم فروردین قرار شد بریم دید و بازدید

تا خانواده شال و کلاه کردند ، علی غیبش زد…

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر

فقط دعا کنید پدرم شهید بشه!

نویسنده : , موضوع : دفاع مقدس , 3 سال پیش ارسال شده

فقط دعا کنید پدرم شهید بشه!
خشکم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟
گفت:آخه بابام موجیه!
گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاکنم شهید بشه؟
آخه هروقت موج میگیردش وحال خودشو نمیفهمه شروع میکنه منو ومادرو برادر رو کتک میزنه! ، امامشکل مااین نیست!
گفتم: دخترم پس مشکل چیه؟
گفت: بعداینکه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه کاری کرده.شروع میکنه دست وپاهای همهمون را ماچ میکنه ومعذرت خواهی میکنه.حاجی ماطاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم.حاجی دعاکنید پدرم شهیدبشه وبه رفیقاش ملحق بشه…

ادامه مطلب
بدون نظر

۱۲ خاطره ناب از شهید باکری

نویسنده : , موضوع : دفاع مقدس , 3 سال پیش ارسال شده

در والفجر ۱، دستور داده بود که هیچ کس را وارد قرار گاه نشود. دژبان قرارگاه بنا به دستور آقا مهدی را – چون نمی شناخت – راه نداده و برگردانده بود. آقا مهدی، از این عمل خوشش آمد و تشویقش کرد…

مهدی باکری در سال۱۳۳۳ در شهرستان میاندوآب به دنیا آمد. در همان کودکی، مادرش را از دست داد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه در ارومیه به پایان رسانید. در سال آخر دبیرستان، هم زمان با شهادت برادرش «علی» به دست ساواک، وارد جریان سیاسی شد. بعد از گرفتن دیپلم، در رشته مهندسی مکانیک ادامه داد و مبارزات سیاسی خود را در تبریز آغاز کرد. پس از مدتی برادر کوچک ترش حمید به عنوان رابط به سایر مبارزان، به خارج از کشور رفت.
مهدی، به پیروی از امام، سرباز خانه را ترک نمود و در زندگی مخفیانه را تا پیروزی انقلاب و هم زمان با تشکیل سپاه، به عضویت سپاه ارومیه درآمد. وی در سازماندهی سپاه و ساخت اولیه آن نقشی فعال داشت. مدتی در سمت دادستانی دادگاه انقلاب خدمت کرد و هم زمان به عنوان شهردار شهرستان ارومیه، خدمات ارزنده ای را ارایه داد.

{…}

ادامه مطلب
بدون نظر
صفحه 188 از 191« بعدی...102030...186187188189190...قبلی »

خرید vpn خرید vpn خرید vpn خرید کریو
طراحی و اجرا : نایت اسکین

خانه | English | تماس با ما

تمامی حقوق مطالب برای وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق محفوظ است ، طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد