وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » چگونه کودکانی نمازخوان داشته باشیم؟

وب سایت فرهنگی مذهبی آفاق » چگونه کودکانی نمازخوان داشته باشیم؟


[metaslider id=372]

چگونه کودکانی نمازخوان داشته باشیم؟

موضوع : نماز ، 4 سال پیش ارسال شده

اگر والدین که الگوهای عملی برای کودکان و نوجوانان هستند، برای نماز، اهمیت ویژه‌ای قائل شوند و در این اندیشه، پایدار و ثابت‌قدم بمانند، فرزندان ایشان نیز به سوی نماز، گرایش پیدا می‌کنند.

شروع نماز در سنین کودکی، سبب می‌شود که کودک، این صفت حسنه را به‌صورت عادتی معمول و سازنده در جسم و روان خود، ملکه کند و جزو برنامه‌های همیشگی زندگی خود، قرار دهد و درنتیجه از همه فواید نماز، در بعد سلامت روانی در آینده برخوردار شود. به‌علاوه، با شروع نماز در دوران کودکی، مفاهیمی مثل خدا و مذهب و دستوراتی مثل تعالیم اسلامی، چنان در ذهن پذیرنده و شفاف کودک که هنوز سنگینی و تیرگی گناهان، ظرفیت‌های فکری و مغزی او را آلوده نکرده است، جای می‌گیرد که امکان شک و تردید در این زمینه برای او در آینده بسیار کاهش می‌یابد.

جدای از فراگیری اعمال ظاهری نماز، کودک باید بداند که در ورای این اعمال، چه اعتقاد و احساسی نهفته است و چه چیزی موجب می‌شود که مسلمانان، هر روز ۵ بار به سوی کعبه، حرکاتی را انجام دهند که ممکن است در نظر او بی‌معنی جلوه کند. این مقصود را باید با آموزش‌های ساده و توضیح مفهوم تشکر و سپاس‌گزاری و کاربرد آن برای کودکان مشخص کرد (باهنر، ۱۳۸۸: ۲۶۳).

برخی از افراد، نماز کودکان را نوعی سرگرمی می‌دانند و آن را فاقد ثواب و اجر الهی می‌شمارند. حال آنکه چنین نیست و قطعاً عبادت در کودکی نیز حسناتی به همراه دارد. خوب است بدانیم که واجبات بزرگ‌سالان و اعمال مستحبی آنان، برای کودکان مستحب است و گناهان آن‌ها برای کودکان مکروه است و مباحات برای هر دو مباح به حساب می‌آید (ایمانی، ۱۳۸۲: ۱۰ تا ۱۷).

اگر والدین که الگوهای عملی برای کودکان و نوجوانان هستند، برای نماز، اهمیت ویژه‌ای قائل شوند و در این اندیشه، پایدار و ثابت‌قدم بمانند، فرزندان ایشان نیز به سوی نماز، گرایش پیدا می‌کنند و به آن رو می‌آورند. وقتی کودک از همان آغاز کودکی خویش، بارها و بارها مشاهده کند که پدر و مادر مهربان و دلسوز و محبوب او در خانه، سفر، گردش، میهمانی، کار و در هر وضعیتی به ندای اذان و اقامه نماز، بیش از هر چیز دیگر اهمیت می‌دهند و بزرگ‌ترین رسالت خود را به هنگام اذان، تحت هر شرایطی، نمازخواندن و سخن گفتن با خدا می‌دانند، بدون تردید، نگرش و روش برداشت آن‌ها از نماز نیز چنین خواهد بود (بافکار، ۱۳۸۶: ۵۶).
وقتی کودک از همان آغاز کودکی خویش، بارها و بارها مشاهده کند که پدر و مادر مهربان و دلسوز و محبوب او در خانه، سفر، گردش، میهمانی، کار و در هر وضعیتی به ندای اذان و اقامه نماز، بیش از هر چیز دیگر اهمیت می‌دهند و بزرگ‌ترین رسالت خود را به هنگام اذان، تحت هر شرایطی، نمازخواندن و سخن گفتن با خدا می‌دانند، بدون تردید، نگرش و روش برداشت آن‌ها از نماز نیز چنین خواهد بود.

برای نمازخوان کردن کودکان، می‌توان از روش‌های زیر استفاده کرد:

۱. انگیزش

این روش در مراحل ابتدایی نمازگزاری فرزندان، بسیار کارساز است. تشویق، تأیید، پاداش و هدیه دادن، از ابزارهای این روش است که والدین می‌توانند در تربیت دینی و جذب فرزندانشان به نماز، از آن بهره بگیرند. در مراحل اولیه نمازگزاری، وقتی کودک روی زمین دراز می‌کشد و صورت خود را به سجاده و مُهر می‌مالد، به جای آنکه پای او را گرفته، حالت او را به صورت سجده بزرگ‌سالان درآوریم، بهتر است همان رفتار کودکانه او را تشویق و تأیید کنیم. تشویق، سبب می‌شود که این رفتار مطلوب، بارها و بارها تکرار شود.

۲. عبادت جمعی و تأثیر آن در نمازخوانی فرزندان

برای آنکه پدر و مادر از پس نقش الگویی و آموزشی خود به‌خوبی برآیند، بهتر است به همراه فرزندان و دیگر اعضای خانواده، فریضه نماز را به‌صورت دسته‌جمعی به جا آورند. بدین ترتیب، هم امکان سهل‌انگاری در نماز به کمترین اندازه می‌رسد، و هم فریضه دینی به شکل گروهی و منظم انجام می‌گیرد. همچنین این کار سبب افزایش ارتباط عاطفی و روحیه هم‌دلی و هم‌بستگی میان اعضای خانواده می‌شود.

نماز

۳. پرهیز از رفتارهای ناخوشایند

والدین برای واداشتن کودکان به نماز، نباید رفتارهای ناخوشایند از خود نشان دهند تا کودک از انجام فرایض دینی، زده نشود. مانند:

ـ اعمال قدرت و مجبور کردن کودک به نماز؛

ـ گرفتن وقت تفریح کودک مانند: وقت بازی و تماشای فیلم، به انگیزه نمازخواندن آن‌ها؛

ـ مقایسه فرزندان خود با سایر کودکان نمازخوان؛

ـ دعوت کودک به نماز در زمانی که به تازگی تنبیه شده است؛

ـ خسته کردن کودک یا نوجوان با برنامه‌های اضافی.

۴. گفت‌وگو با فرزندان

اگرچه در تربیت الگویی، والدین باید بیشتر بکوشند تا به‌طور غیرمستقیم با رفتار خویش، فرزندان خود را به نماز و یادگیری آن علاقه‌مند کنند، گاهی آن‌ها به‌سادگی و آسانی، حاضر به اصلاح رفتار خویش درباره نماز نیستند. از این‌رو، والدین باید با دلیل و استدلال قوی بتوانند از راه گفت‌وگو و بحث کردن به شکلی محترمانه، رفتار او را اصلاح کنند (بافکار، ۱۳۸۶: ۵۶).

۵. تبشیر و انذار

یکی از روش‌های تربیتی پیامبران الهی برای هدایت مردم به سوی ارزش‌های الهی، بشارت دادن بوده است؛ یعنی به مردم بشارت می‌داده‌اند که بعد از انجام این تکالیف، چه عطایایی نصیب شما می‌شود. با استفاده از این روش و بشارت دادن فرزندان به عواقب نیکوی اقامه نماز، می‌توان گامی مهم برای نمازخوان کردن کودکان برداشت.

انذار را به خبر دادنی که همراه با ترساندن باشد، معنا کرده‌اند. مقتضای عدل الهی این است که پیش از وقوع مجازات، آگاهی کافی درباره آن ایجاد شود؛ زیرا کسی حقیقتاً باید مجازات شود که از روی آگاهی و عمد به کار خلاف دست زند. بر حسب طبیعت انسانی و اقتضای سن، والدین می‌توانند فرزند را از عاقبت ترک نماز و سبک شمردن آن انذار کنند و به سوی نماز سوق دهند. به نظر می‌رسد روش تبشیر و انذار برای کودکانی که معنای آن را درک می‌کنند، مناسب است و برای کودکان در سنین پایین، کارایی ندارد (خلجی، ۱۳۸۴: ۴۸).
یکی از روش‌های تربیتی پیامبران الهی برای هدایت مردم به سوی ارزش‌های الهی، بشارت دادن بوده است؛ یعنی به مردم بشارت می‌داده‌اند که بعد از انجام این تکالیف، چه عطایایی نصیب شما می‌شود. با استفاده از این روش و بشارت دادن فرزندان به عواقب نیکوی اقامه نماز، می‌توان گامی مهم برای نمازخوان کردن کودکان برداشت.

۶. هماهنگی خانه و مدرسه و جامعه در آموزش مسائل دینی

یکی از عوامل مۆثر در تکوین شخصیت علمی و معنوی و جسمی کودک، ایجاد هماهنگی و همکاری مثبت و سازنده بین خانه و مدرسه و جامعه است. برای رسیدن به اهداف تربیت دینی و ترویج فرهنگ نماز، همکاری همه ارگان‌ها و نهادها، به‌ویژه نهادهای فرهنگی و تربیتی ضرورت دارد. خانه و مدرسه و جامعه در انجام دادن وظایف تربیتی و پرورش مسائل دینی، مکمل یکدیگرند.

لازم است تلاش دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت بر این باشد که پیوندی واقعی (نه ظاهری و صوری) بین خانه و مدرسه و جامعه ایجاد کنند. با این‌گونه پیوند، هم خانه به فضایی اسلامی و آکنده از ارزش‌های معنوی تبدیل می‌شود، و هم مدرسه، نقش سازنده و هدایتگری در زمینه ارزش‌های دینی می‌یابد. از این‌رو، با هماهنگی و یکسانی فضای حاکم و ارزش‌های معنوی و دینی در خانه و مدرسه، بسیاری از تعارضات و مشکلاتی که ممکن است برای کودکان در نتیجه ناهماهنگی بین خانه و مدرسه و جامعه ایجاد شود، برطرف می‌شود (مطهری، ۱۳۷۹: ۲۱).

این مطلب توسط admin ارسال شده :